ابراهيم عاملي ( موثق )
175
تفسير عاملي ( فارسي )
ميآورد و او را مىبينى و شك و ترديد ندارى ، و نيز بموجب اين آيه « إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ » ملائكه تقويت دل مؤمنين ميكنند ، پس در همه جا ملائكه شاهد راستى سخن تو هستند . سخن ما : در جمله ى « إِنَّا أَوْحَيْنا » كلمه ى وحى را مىتوانيم به فارسى بدل افكندن معنى كنيم ، چنان كه امام فخر در تفسير اين آيات از زجّاج نقل كرده است ايحاء و وحى كردن بمعنى اعلام بطور مخفى و پوشيده است ، چون در قرآن است « فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا » و در قرآن است « وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ » « أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ » « وَأَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى » كه در اين آيات وحى بمعنى در دل افكندن است و الهام ، پس وحى بنوح يا كس ديگر و يا موجودات ديگر همه از سوى خداوند است كه از هر جا و هر چيز بهر كس ميرسد همه وابسته به آن قدرت است ، و الهامات و روابط بموجب غريزه ى ذاتى از آنجا سر چشمه ميگيرد كه ديگر پديده ها و موجودات يافت و نمودار شده است ، و بگفته ى مترلينگ : الهامات آدمى از يك دستگاه فرستنده ى مرموزى است كه ما جاى آن را نميدانيم ، ليكن آنچه مهمّ است فرق ميان وحى و الهام بپيغمبران است با آنچه در دل ديگران مىافتد و الهامات غير نبوّت . اينك ميگوئيم : چون پيغمبران بموجب استعداد خاصّ كه به آنها عنايت شده است از اوّل مرحله ى رشد و تميز بانديشه ى اصلاح بشر و رفع نواقص نفسانى و اجتماعى محيط خود هستند ، اين ميل و فكر آنها را به جائى مىرساند كه آنچه در دلشان مىافتد و يا به زبان خودمانى بفكرشان ميرسد و يا باصطلاح دين به آنها وحى مىشود از جانب خدا است و مخصوص اصلاح مردم ، رشيد رضا شاگرد و نويسنده ى تفسير عبده و مدير مجلَّهء المنار مصر در كتاب وحى محمّد ترجمه خليلى صفحه 121 نوشته است : وحى عبارت از يك نوع شناسائى است كه شخص آن را در خود احساس مىكند ، ولى مشروط به اين كه معتقد باشد اين چنين وحى اعمّ از اينكه بواسطه يا بىواسطه باشد از جانب خداوند است خواه تصوّر كند صدائى بگوشش رسيده است يا ابدا تصوّر شنيدن صدائى هم نكند ، و فرق آن